بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت ششم :
سکوت حاکم شد...
داوود انگشتانش را به بازی گرفت و سعی داشت با نفسهای عمیق احساساتش را جلوی سیاوش سرکوب کند. اما سیاوش با بدجنسی تمام ضبط ماشین را روشن کرد و صدایش را هم زیاد:
- صداش رو زیاد کردم راحت باشی. نفسهات رو عمیقتر بکش تا پس ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

فخری
0مریم بانوی خوش قلم ممنون از رمان خوبت مثل همیشه گل کاشتی خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🌹❤🌹❤